الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم وشارح : على محمدى )

74

أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى )

يا غنم موطوئه چطور ؟ آيا باز هم قابل تذكيه هست يا خير ؟ در نتيجه آيا باز هم پاك است يا خير ؟ باز هم حلال است يا خير ؟ در اينجا بقاى قابليت تذكيه را استصحاب كرده و مىگوييم : پيش از جلّال شدن و يا موطوئه شدن اين گوسفند شرعا قابل تذكيه بود و بعد از جلل شك داريم كه باز هم شرعا قابل تذكيه هست يا نه ؟ استصحاب بقا مىگويد : آرى ، و وقتى مذكّى شد حكم به حليت و طهارت حتمى است و نوبت به اجراى اصالة الطهارة و يا اصالة الحلية نمىرسد و جريان آن دو عبث است . 3 . مثال براى شبههء حكميه‌اى كه اصل موضوعى موافق يا مخالف در مرتبهء قبل از اصل حكمى ندارد : نسبت به برخى از امور يقين دارم كه در اسلام حرمت دارند ، مانند شرب خمر . نسبت به بعضى از امور هم يقين دارم كه در اسلام حلال هستند ، مانند شرب الماء ؛ ولى نسبت به برخى از افعال شك دارم ، مثلا نسبت به شرب توتون نمىدانم كه آيا در اسلام حلال است يا حرام ؟ در اين مورد اصل موضوعى وجود ندارد و نوبت به اصل حكمى يعنى اصالة الحلية مىرسد . مثال ديگر : حيوانى است كه يقين داريم كه قابل تذكيه هست ، كالغنم الشارب لبول الكلب ، ولى شك دارم كه آيا حلال است يا حرام ؟ اصالة الحلية جارى مىشود . اشكال : پس از علم به تذكيه حكم به حليّت حتمى است و جاى ترديد نيست تا اصالة الحليه جارى شود . جواب : خير حليّت حتمى نيست ؛ زيرا مذكّى بودن اثر شرعىاش طهارت است ؛ يعنى مىتوان از پوست اين حيوان لباس تهيه كرد و مىتوان دست مرطوب به آن زد و . . . طهارت كه حكم وضعى است با حليّت كه حكم تكليفى است ملازمه ندارد . خيلى از حيوانات هستند كه طاهر العين هستند و قابل تذكيه‌اند ، ولى حلال‌گوشت نيستند ، همانند سباع . پس جاى ترديد در حليت هست و اصالة الحليّة جارى مىشود . 4 . مثال براى شبههء موضوعيه‌اى كه اصل موضوعى مخالف در رتبهء سابقه دارد : از نظر شرعى مجامعت با زنى كه همسر شرعى انسان است قطعا حلال است . نيز مجامعت با زنى كه اجنبى و بيگانه است و بين او با انسان عقد نكاح منعقد نشده ، قطعا